لبیک
فاتولز - جدیدترین ابزار رایگان وبمستر

*°•♥•°*همسفر جوانی*°•♥•°*
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم **** موجیم که آسودگی ما عدم ماست 
نویسندگان
نظر سنجی
شما دوست عزیز دوست دارید کدامیک از این مطالب را بیشتر در وبلاگ منتشر کنیم؟







حالا که این شد ، بذار اینم بگم
طرف شب میاد کنار یه تیر چراغ برق که روشن بوده ، وامیسته چند لحظه و شروع میکنه با دست به چراغ زدن (به حالت در زدن) ، یکم که میگذره ، یکی از بالا پنجره ساختمون کناری که صدا رو شنیده بوده میاد بیرون و میگه ، چیه آقا ، با کی کار داری ؟!!
طرف میگه ، ببخشید این همسایتون نیستن!!؟ ، هرچی در میزنم درو باز نمی کنن ،  همسایه هم یه نگا میندازه میگه: چراغاشون که روشنه !! ولی خب کجا هستن نمیدونم ؟!!  شما کارتو  به من بگید هرموقع اومدن، بهشون میگم !! 

یعنی ببین ما با کیا طرفیم !!!



طبقه بندی: مطالب جالب،  طنز و سرگرمی، 
[ شنبه 5 بهمن 1392 ] [ 23:06 ] [ مـدیـر جــوان ]
راه های موفقیت رو به صورت چشمگیری می تونید ، ببیند و بهشون عمل کیند
ببیند چقدر موفقه !!!

ادامه مطلب

طبقه بندی: طنز و سرگرمی، 
[ جمعه 15 شهریور 1392 ] [ 12:01 ] [ مـدیـر جــوان ]

به خانم ها بر نخوره ولی توصیه میکنم اگه تحملتون کمه به ادامه ی مطالب نرید.

آقایون...آقایون بشتابید به سمت ادامه ی مطالب


ادامه مطلب

طبقه بندی: مطالب جالب،  طنز و سرگرمی، 
[ چهارشنبه 9 اسفند 1391 ] [ 00:50 ] [ مـدیـر جــوان ]

زن شیطون رو هم درس میده

وقتی که میگن زن شیطون رو هم درس میده قبول کن!! (طنز)
زن به شیطان گفت : آیا آن مرد خیاط را می بینی ؟ میتوانی بروی وسوسه اش کنی که همسرش را طلاق دهد ؟
شیطان گفت : آری و این کار بسیار آسان است
پس شیطان به سوی مرد خیاط رفت و به هر طریقی سعی می کرد او را وسوسه کند اما مرد خیاط همسرش را بسیار دوست داشت و اصلا به طلاق فکر هم نمی کرد
پس شیطان برگشت و به شکست خود در مقابل مرد خیاط اعتراف کرد
سپس زن گفت : اکنون آنچه اتفاق می افتد ببین و تماشا کن
زن به طرف مرد خیاط رفت و به او گفت :
چند متری از این پارچه ی زیبا میخواهم پسرم میخواهد آن را به معشوقه اش هدیه دهد پس خیاط پارچه را به زن داد. سپس آن زن رفت به خانه مرد خیاط و در زد و زن خیاط در را باز کرد وآن زن به او گفت : اگر ممکن است میخواهم وارد خانه تان شوم برای ادای نماز ، و زن خیاط گفت :بفرمایید،خوش آمدید
و آن زن پس از آنکه نمازش تمام شد آن پارچه را پشت در اتاق گذاشت بدون آنکه زن خیاط متوجه شود و سپس از خانه خارج شد و هنگامی که مرد خیاط به خانه برگشت آن پارچه را دید و فورا داستان آن زن و معشوقه ی پسرش را به یاد آورد و همسرش را همان موقع طلاق داد
سپس شیطان گفت : اکنون من به کید و مکر زنان اعتراف می کنم
و آن زن گفت :کمی صبر کن
نظرت چیست اگر مرد خیاط و همسرش را به همدیگر بازگردانم؟؟؟!!!
شیطان با تعجب گفت : چگونه ؟؟؟
آن زن روز بعدش رفت پیش خیاط و به او گفت
همان پارچه ی زیبایی را که دیروز از شما خریدم یکی دیگر میخواهم برای اینکه دیروز رفتم به خانه ی یک زنی محترم برای ادای نمازو آن پارچه را آنجا فراموش کردم و خجالت کشیدم دوباره بروم و پارچه را از او بگیرم و اینجا مرد خیاط رفت و از همسرش عذرخواهی کرد و او را برگرداند به خانه اش.
و الان شیطان در بیمارستان روانی به سر میبرد!!



طبقه بندی: طنز و سرگرمی، 
[ سه شنبه 8 اسفند 1391 ] [ 22:12 ] [ مـدیـر جــوان ]

ما بچه بودیم یه بازی بود به نام :

«همه ساکت بودند ناگهان خری گفت» …

صد برابر پلی استیشن ۳ لذت داشت !

.

.

.

خدایا

مارو ببخش که در کار خیر

یا “جار” زدیم…

یا “جا” زدیم…

.

.

.

تا حالا دقت کردین چقدر حرص آوره که سر غذا

دقیقا اون چیزی رو بر میدارن که تو کلی تو ذهنت واسش نقشه کشیده بودی 

.

.

.

امروز رفتم از دستگاه خودپرداز پول بگیرم مبلغ رو زدم ۵۰۰۰۰ تومان .

یه ده هزار تومنی داد! سه تا پنج هزار تومنی داد!

پنج تا دو هزار تومن داد! پونزده تا هزاری!

یه لحظه دلم واسه دستگاه سوخت،نزدیک بود پولو برگردونم تو دستگاه!

طفلی خودشو کشت ۵۰ تومن منو جور کرد!

.

.

.


ادامه مطلب

طبقه بندی: طنز و سرگرمی، 
[ چهارشنبه 24 آبان 1391 ] [ 12:37 ] [ مـدیـر جــوان ]
این روزها حال و هوای جوانان دم بخت همان دختران و پسرانی که با هزار امید و آرزو پله های موفقیت را یک خط درمیان در می نوردند دیدنی است، همان جوانانی که تا چند صباح دیگر بیشتر فرصت ندارند تا خود را جوان بنامند، همان بندگان بینوای خداوند که درگیر سیاسی بازی های مسئولین و بازی کثیف دلار بازی شده اند.همان هایی که از کودکی همه خطاب به والدینشان می گویند:«انشالله عروسی بچه هایتان»....

اما امروز این بچه های دیروز بزرگ شده اند و طبق سنت باید دست یک بخت برگشته ای را به عنوان همسر بگیرند و در این آشفته بازار اقتصادی، پیاده سر منزل عشق را طی کنند. بخت برگشته البته از نگاه برخی از دوستان.

ازدواج
برید ادامشو ببینید خیــــــــلی جالبه

ادامه مطلب

طبقه بندی: مطالب جالب،  طنز و سرگرمی،  اجتماعی، 
[ سه شنبه 9 آبان 1391 ] [ 19:55 ] [ مـدیـر جــوان ]
چهار دانشجو شب امتحان به جای درس خواندن به مهمونی و خوش گذرونی رفته بودند و هیچ آمادگی برای امتحانشون رو نداشتند.
روز امتحان به فکر چاره افتادند و حقه ای سوار کردند به اینصورت که سر و رو شون رو کثیف کردند و مقداری هم با پاره کردن لباس هاشون در ظاهرشون تغییراتی بوجود آوردند. سپس عزم رفتن به دانشگاه نمودند و یک راست به پیش استاد رفتند.

مسئله رو با استاد اینطور مطرح کردند:


که دیشب به یک مراسم عروسی خارج از شهر رفته بودند و در راه برگشت از شانس بد یکی از لاستیک های ماشین پنچر میشه و اونا با هزار زحمت و هل دادن ماشین به یه جایی رسوندنش و این بوده که به آمادگی لازم برای امتحان نرسیدند کلی از اینها اصرار و از استاد انکار، آخر سر قرار میشه سه روز دیگه یک امتحان اختصاصی برای این 4 نفر از طرف استاد برگزار بشه ...

آنها هم بشکن زنان از این موفقیت بزرگ، سه روز تمام به درس خوندن مشغول میشن و روز امتحان با اعتماد به نفس بالا به اتاق استاد میرن تا اعلام آمادگی خودشون رو ابراز کنند.

استاد قبل از امتحان با اونها این نکته رو عنوان می کنه که بدلیل خاص بودن و خارج از نوبت بودن این امتحان باید هر کدوم از دانشجوها توی یک کلاس جدا بنشینند و امتحان بدن که آنها هم به خاطر داشتن وقت کافی و آمادگی لازم با کمال میل قبول می کنند.

امتحان حاوی دو سوال و بارم بندی از نمره بیست بود:

1. نام و نام خانوادگی؟ 
2 نمره 

2. کدام لاستیک پنچر شده بود؟
 18 نمره 

الف. لاستیک سمت راست جلو
ب. لاستیک سمت چپ جلو 
ج. لاستیک سمت راست عقب 
د. لاستیك سمت چپ عقب

بنظر شما دوستان، آیا اون 4 دانشجو توانستند به سوالات پاسخ صحیح بدهند ؟! 



طبقه بندی: مطالب جالب،  داستانک،  طنز و سرگرمی،  اجتماعی، 
[ دوشنبه 1 آبان 1391 ] [ 15:35 ] [ مـدیـر جــوان ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 8 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  

درباره وبلاگ

✿وَإِن یَكَادُ الَّذِینَ كَفَرُوا✿

✿لَیُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا✿

✿سَمِعُوا الذِّكْرَ وَیَقُولُونَ✿

✿إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ ✿

✿إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِینَ✿

رواق منظر چشم من؛ آشیانه توست
کامنت گذار و نظر ده که خانه ,خانه ی توست

•♥•به جهت حمایت از سایت بر روی محبوبیت گوگل کلیک فرمایید•♥•
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
             
                                                                                                                                                                                                           OnlineUser
♥همسفر جوانی♥را حمایت می کنم

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

دعای سلامتی آقا امام زمان"صلوات"

 
نام :
                                       
ایمیل :
ادرس سایت / وبلاگ :
عنوان پیام :
                                       
متن پیام :